دلایل ورشکستگی کسب و کارها در بازار امروز

دلایل ورشکستگی کسب و کارها در بازار امروز


به گزارش بازار، یکی از اصول رسیدن به موفقیت در بیزینس شناخت عوامل و دلایل ورشکستگی کسب و کارها و پیشگیری از آن‌هاست. این موضوع در خصوص شرکت‌ها و کسب و کارهای کوچک و بزرگ، نوپا، اینترنتی و کارخانه ها و حتی استارت آپ ها نیز صدق می‌کند. در این مطلب درباره دلایل و عوامل شکست کسب و کارها صحبت کردیم

یکی از اصول رسیدن به موفقیت در بیزینس شناخت عوامل و دلایل ورشکستگی کسب و کارها و پیشگیری از آن‌هاست. این موضوع در خصوص شرکت‌ها و کسب و کارهای کوچک و بزرگ، نوپا، اینترنتی و کارخانه ها و حتی استارت آپ ها نیز صدق می‌کند. شاید برای شما نیز این پرسش وجود داشته باشد که علل شکست و ورشکستگی کسب و کارها چیست؟ چه عواملی باعث از بین رفتن و شکست یک کسب و کار می‌شود و چگونه می‌توان از آنها جلوگیری کرد؟ حتی اگر در حال پایه گذاری و شروع یک کسب و کار هستید، دانستن چنین مواردی بسیار اهمیت دارد تا بتوانید مسیر خود را درست مشخص کنید. در این مطلب دلایل ورشکستگی کسب و کارها در بازار امروز را به همراه راهکار آن بیان می کنیم پس با ما همراه باشید.

۱. دور بودن مدیران از فضای آموزش و یادگیری مهارت‌های مدیریتی

یکی از مهم ترین دلایل شکست کسب و کارها دوربودن مدیران سازمان با آموزش و یادگیری است. در بازار امروزه که رقابت بسیار بالاست و شرایط اقتصادی نیز نوسانات بالایی دارد، دیگر نمی‌توان به سبک سنتی کسب و کارها را راه اندازی و اداره کرد. مدیران و کارمندان تمام بخش های مختلف یک کسب و کار به آموزش و مطالعه کافی در تخصص شغلی خود نیاز دارند. شما باید به عنوان مدیر یک کسب و کار در خصوص حوزه و صنعت خود کتاب‌ها و مقالات تخصصی مطالعه کنید. همچنین شرکت در کارگاه‌ها و دوره‌های آموزشی مرتبط با آموزش مدیریت کسب و کار مانند دوره mba نیز می‌تواند انتخابی بسیار عالی برای شما باشد؛ زیرا باعث به روز ماندن دانش مدیریتی شما خواهد شد.  

۲. ناآشنایی مدیران با مفاهیم مالی

آشنا نبودن مدیر کسب و کار با مفاهیم مالی و و نداشتنِ اطلاعات کافی  درباره آن مانند سود، زیان، هزینه، صورت حساب سود و زیان، گردش مالی، ترازنامه و... یکی از مهم ترین  دلایل شکست کسب و کارهاست. محاسبه این موارد در سازمان های بزرگ به عهده مدیر مالی و در سازمان های کوچک و متوسط که مدیر مالی ندارند، به عهده مدیریت سازمان است.  متاسفانه حتی مدیران سازمان ها و کسب و کارهای بزرگ و کارخانه ها گاهی اطلاعات کافی از این موارد ندارد و بی توجی به این موضوع باعث شکست کسب و کار می شود؛ زیرا ناآشنایی مدیر با این موارد باعث می شود که نداند آیا بدهکار است یا بستانکار. چقدر از درآمد شرکت مربوط به سود خالص و چقدر از آن مربوط به سود ناخالص است. نسبت اینها به هم چقدر است و ...  آموزش دیدن و استفاده از دانش و تجربه افراد متخصص در این حوزه و شرکت در دوره آموزشی مدیریت مالی برای مدیران غیر مالی بهترین راه آشنایی با مفاهیم مالی و جلوگیری از شکست سازمان یا کسب و کار است.  

۳. نداشتن سرمایه مالی کافی

یکی دیگر از مهم‌ترین عوامل شکست یک سازمان کمبود سرمایه است. بسیار مهم است که قبل از راه اندازی کسب و کار خود بتوانید به دقیق‌ترین نحوه موجود هزینه‌های مورد نیاز خود را محاسبه کنید و تخمین بزنید. این محاسبه نه تنها شامل مراحل اولیه بلکه شامل مراحل توسعه و گسترش کسب و کار نیز می‌شود. در واقع مدیران کسب و کار باید بتوانند سرمایه مورد نیاز را جهت راه اندازی، مدیریت و حفظ کسب و کار محاسبه کنند. اکثر مدیران در ایران تخمین دقیقی از این شرایط ندارند و در نتیجه با فقدان سرمایه روبه رو می‌شوند که این خود شروع کننده مشکلات بعدی به صورت یک دومینو خواهد بود. در نتیجه اطلاعات و یادگیری حرفه ای در این زمینه بسیار ضروری است.

۴. نداشتن اطلاعات کافی از رقبا

بسیار مهم است که رقابت بازار را در نظر بگیرید و به بررسی رقبای خود بپردازید. شما باید اطلاعات دقیق از بازاری که در انحصار رقبا است داشته باشید و آن را ارزیابی کنید تا بدانید که در کدام قسمت راحت‌تر می‌توانید موفق شوید. شناخت محصولات و خدمات رقبا به شما کمک می‌کند تا یک ارزش افزوده برای کسب و کار خود در نظر بگیرید. یکی از دلایل دلایل ورشکستگی کسب و کارها شباهت و پیروی کامل از دیگران است. سعی کنید که در کسب و کار شما محصول یا خدماتی متفاوت با دیگر رقبا وجود داشته باشد تا مشتری را نسبت به خرید قانع سازد.

۵. نداشتن برنامه و پلن مشخص

شاید بتواند گفت یکی از شایع‌ترین دلایل ورشکستگی کسب و کارها برنامه ریزی ضعیف و ناکارآمد است. ضعیف بودن برنامه ریزی یک کسب و کار می‌تواند بر تمام جنبه‌های یک سازمان تاثیر بگذارد و تمامی امور آن را مختل کند. بسیاری از مدیران کسب و کارها در این خصوص دانش و آموزش کافی ندارند و در نتیجه برنامه ریزی صحیح اتفاق نمی‌افتد. یک برنامه ریزی صحیح باید جنبه‌های مختلف را از جمله امور مالی، بازاریابی، مدیریت نیروی انسانی و... را در بربگیرد. این برنامه ریزی نیازمند زمان طولانی دارد و یک کسب و کار در صورتی موفق است که چنین برنامه ریزی را داشته باشد. در غیر این صورت تمام سرمایه شما از بین خواهد رفت.  

۶. ضعف در جریان نقدینگی

نقدینگی ضعیف یکی دیگر از عوامل شکست کسب و کارها محسوب می شود. هنگامی که سرمایه اولیه  شما به خوبی جریان پیدا نکند و نتواند به سیستم گردش مالی شرکت بازگردد، در این صورت کسب و کار نمی‌تواند هزینه و مخارج فعلی خود را پاسخگو باشد. این اتفاق در کسب و کارهایی رایج‌تر است که مراحل راه اندازی و ابتدایی خود را طی کرده اند. شما باید بتواند یک نمودار از مطالبات خود رسم کنید و عوامل مخدوش کننده آن را نیز پیش بینی کنید. این نمودار به شما نشان می‌دهد که چه زمانی نقدینگی به سیستم مالی وارد می‌شود و در چه زمان‌هایی دچار کمبود نقدینگی می‌شوید. در نتیجه می‌توانید برای چنین بازه‌های یک مبنع پشتیبان را در نظر بگیرید. رسم چنین نموداری کاملا به دانش فنی و تکنیکال دارد.  

۷. قائم به فرد بودن یک کسب و کار

یکی دیگر از دلایل ورشکستگی کسب و کارها ضعف در نیروی انسانی است. بسیاری از مدیران سعی دارند تمام کار را خودشان انجام دهند تا بتوانند تسلط و نظارت کافی بر روی پیشرفت کسب و کار داشته باشند؛ فارغ از اینکه عدم تقسیم وظایف باعث می‌شود تا تمرکز مدیران از روی مدیریت و برنامه ریزی برداشته شود. استخدام نیروی انسانی کافی حتی در کسب و کارهای کوچک نیز بسیار ضروری و حائز اهمیت است. به عنوان مثال بسیار مهم است که در زمان بحران‌های اقتصادی از شرکت های مشاوره کسب و کار در این زمینه کمک بگیرید. برای آگاهی از نحوه فعالیت یکی از این شرکت ها پیشنهاد می کنیم به سایتی در این حوزه مانند Modirban سری بزنید.

۸. ضعف در بازاریابی 

شما باید یک برنامه مشخص برای شناخت جامعه هدف و مشتریان خود داشته باشید. در اولین مرحله پس از شناخت مشتریان باید بتوانید محصول یا خدمات را به خوبی به آنها عرضه کنید. همچنین خدمات پس از فروش نیز در موفقیت کسب و کار شما بسیار مهم است. شما باید از میزان رضایت مشتریان آگاهی داشته باشید تا استراتژی خود را ارزیابی کنید و در صورت لزوم تغییر کنید. یک استراتژی بازاریابی صحیح علاوه بر جذب مشتریان باید در نگه داشتن آنها نیز موفق عمل کند.

۹. ضعف نیروی انسانی

 استخدام نیروی انسانی کارآمد یکی از ارکان اصلی موفقیت هر کسب و کاری است. گاهی اوقات یکی از دلایل شکست کسب و کارها ضعف در انتخاب کارکنان مناسب است. در چنین شرایطی مدیر این کسب و کار از دانش و اطلاعات کافی برخوردار است؛ اما نیروی انسانی خوب انتخاب نشده و کارکنان از انگیزه، تجربه، مهارت یا دانش کافی برخوردار نیستند. در هنگام استخدام کارکنان لازم است مطمئن شوید که افراد مد نظر شما از علم و مهارت کافی برخوردار هستند.

۱۰. عدم بررسی بازار هدف

قبل از سرمایه گذاری بر روی یک بازار باید شرایط آن را ارزیابی کنید و سپس دست به اقدام بزنید. در برخی از موارد بازار هدف اشباع شده و رقبای بسیاری در این بازار مشغول به فعالیت اند.

۱۱. رکود بازار و کاهش توان خرید

برخی دلایل ورشکستگی کسب و کارها نیز به عوامل بیرونی مربوط است و منشا گرفته از ضعف درونی سازمان نیست. یکی از این دلایل، رکود بازار و کاهش توان خرید مردم است. عوامل خارجی دیگری مانند تحریم ها، تغییرات در قیمت ارز، آزادسازی حامل های انرژی، تصمیمات سیاسی و حکومتی و... نیز در شکست کسب و کارها نقش  دارند.  

خلاصه کلام

در این مطلب درباره دلایل و عوامل شکست و ورشکستگی کسب و کارهای کوچک و بزرگ صحبت کردیم و برای آنها راهکار یا پیشگیری معرفی کردیم. امیدواریم این مطلب برای شما مفید بوده باشد.

منبع: تحلیل بازار

نکاتی ناب درباره مدیریت بهتر تیم فروش

مدیریت فروش یک سمت مهم در سازمان محسوب می شود که وظایف و ویژگی های مهمی در سازمان دارد. داشتن یک مدیر خوب برای تیم فروش باعث بازدهی بهتر فروشندگان و افزایش میزان فروش می شود. یک مدیر فروش خوب باید نکاتی را رعایت کند که در ادامه به آن ها اشاره می کنیم. این نکات در کنار صدها نکته دیگر در دوره آنلاین مدیریت فروش تدریس می شود.

  • برنامه ریزی داشته باشید

راز موفقیت در هر کاری ازجمله مدیریت فروش داشتنِ برنامه ریزی و هدف گذاری برای وظایف محوله است. این وظایف از استخدام نیروهای فروش گرفته تا رهبری تیم فروش را شامل می شود و برای تک تک این مسئولیت ها نیاز است که مدیریت فروش برنامه ریزی داشته باشد.

  • برای سازمان فروش و نیروهای فروش kpi تعریف کنید

یک مدیر فروش خوب باید برای فروشندگان و نمایندگان فروش شاخص کلیدی عملکرد یا kpi تعریف کند تا براساس آن بتواند اهداف و وضعیت فروش سازمان را تحلیل و بررسی کند. این kpiها می تواند هفتگی، ماهانه یا حتی سالانه باشند.

  • یک کوچ خوب برای نیروهای فروش باشد

یک کوچ فروش با توجه به نقاط قوت و پتانسیل های فروشندگان به آن ها کمک می کند تا در شغل خود موفق شوند و با آگاهی در مسیر فروشندگی گام بردارند

فضای تعاملی در سازمان فروش ایجاد می کند

یک مدیر فروش خوب باید بتواند فضایی مشارکتی و دوستانه در سازمان فروش ایجاد کند؛ فضایی که در آن یادگیری موج می زند و همه برای ساختن سازمانی ایدئال و افزایش فروش تصاعدی تلاش می کنند.

  •  بهترین تیم فروش را تشکیل می دهد

یک مدیر فروش خوب باید بتواند از بین سیل زیاد متقاضیان برای اشتغال در سازمان فروش بهترین ها را انتخاب کند. نیروهایی که قابل اعتماد و مسئولیت پذیر و حرفه ای در شغل فروشندگی  هستند.

تبعات مثبت آشنایی مدیران با مفاهیم مالی

  • با دیدن صورت های مالی پیچیده دچار سردرگمی نمی شوند و می توانند به تحلیل آن بپردازند
  • فعالیت های واحد مالی و حسابداری سازمان را بهتر رصد و بررسی می کنند
  • به راحتی ترازنامه و صورت حساب سود و زیان شرکت را متوجه می شوند
  • با مفاهیم مالی مثل سود خالص و سود ناخالص و... آشنا می شوند و در محسابه سودآوری سازمان کمتر خطا کرده و میزان واقعی را محاسبه می کنند
  • هزینه های مازاد و غیر ضروری سازمان را شناسایی کرده و جلوی نشت درامدی را می گیرند

چطور می توانم با مفاهیم مالی آشنا شوم؟

روش های مختلفی برای این کار وجود دارد؛ اما اموزش دیدن و شرکت در دوره مدیریت مالی برای مدیران غیر مالی (https://modirban.com/product/financial-management/) سریع ترین و مطمئن ترین روش است؛ زیرا از تجربه اساتید این فن استفاده خواهید کرد

 

 

آیا شرکت در دوره های آموزشی مذاکره فایده ای هم دارد؟

یک مدیر موفق همراه به فکر ارتقای دانش مدیریتی خود هست. قطعا شرکت در دوره های آموزش مدیریت مانند mba، فروش، منابع انسانی، مذاکره و... اثر مثبتی خواهد داشت. در این پست به مزایای شرکت در دوره اصول و فنون مذاکره و ارتقای دانش مذاکره برای مدیران می پر دازیم

  • کسب آرامش

 افرادی که از مهارت مذاکره برخوردارند، روابط خود را به گونه‌ای مدیریت می‌کنند تا سوءتفاهمات و درگیری‌ها به حداقل برسد. همچنین در محیط کاری می‌توانند درخواست‌های خود را بیان کنند و روابط سالم‌تری با همکاران خود بسازند. این روابط سالم و قدرت بیانِ نیازها به دور از ایجاد سوءتفاهم و حفظ منافع به‌صورت مستقیم بر آرامش افراد تاثیر خواهد گذاشت. 

  • مدیریت بهتر کسب و کار

در واقع مدیریت با مذاکره خوب است که تکمیل می‌شود؛ زیرا مدیری که اصول مذاکره را به‌درستی به کار گیرد، می‌تواند بیشترین سود را برای کسب و کار خویش به ارمغان بیاورد. برای مثال مدیری را در نظر بگیرید که در هنگام مذاکره نمی‌تواند احساساتش را کنترل کرده و بیش از حد عصبانی می‌شود. ناآشنایی چنین مدیری با مهارت مذاکره نه‌تنها سودآوری برای سازمان نخواهند داشت؛ بلکه باعث ضرر و زیان مضاعف نیز خواهند شد.




درباره مدیریت فروش خوب چه می دانید؟

یک مدیر فروش خوب باید ویزگی های خاصی داشته باشد که در ادامه به آن ها اشاره می کنیم:

  1. یک مدیر فروش خوب باید بتواند رابطه خوبی با اعضای سازمان فروش برقرار کند و توانایی برقراری ارتباط موثر با آن ها را داشته باشد--- یکی دیگر از خصوصیات یک مدیر فروش داشتن صداقت در کلام و رفتار است
  2.  یک مدیر فروش خوب باید بتواند خواسته اش را بدون هیچ پیچیدگی به اعضای سازمان فروش منتقل کند
  3.  یک مدیر فروش عالی باید مدام در حال یادگیری باشد و در دوره های مدیریتی مانند آموزش مدیریت فروش شرکت کند تا دانش به روزی داشته باشد
  4.  باید رهبری عالی برای تیم فروش سازمان باشد و توانایی همراه کردن آن ها را با خود داشته باشد و بتواند در عقاید آنها تغییراتی مثبت ایجاد کند؛ تغییراتی که سودآوری سازمان را در پی خواهند داشت
  5.  باید به تمام قوانین اجتماعی و حقوقی کسب و کارها آشنایی داشته باشد تا جلوی جریمه شدن یا واردشدن ضرر و زیان به کسب و کار را بگیرد-
  6. توانایی سنجش عملکرد و بهره وری فروشندگان و تیم فروش را داشته باشد
  7. بتواند اهداف واقعی و دست یافتنی برای فروش سازمان تعریف کند و برای رسیدن به این اهداف برنامه عملیاتی درستی داشته باشد و مسیر موفقیت سازمان را رصد کند